۰
دیدار جمعی از کارکنان قوه قضاییه با سردار جانباز «قاسم میرزایی»؛

حال ما خوب است؟ با تو بهتر می شود...

تاریخ انتشار
شنبه ۲۹ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۴۲
حال ما خوب است؟ با تو بهتر می شود...
سردار قاسم میرزایی با صدایی خفیف، مستند تلخ حلبچه را برای ما روایت می کند. لابلای صحبت هایش به همرزمش، سردار حسین کاجی نگاه می کند که اغلب اوقات در سفر تهران او را برای ادامه درمان همراهی می کند. شاید می خواهد بار این غم سبک تر شود.
به روایت سردار، دو بعدازظهر 25 اسفند 1366 ، عقربه های زندگی در حلبچه به سرفه افتاد و فضای شهر از طعم مرگ و نابودی پرشد. نیروی هوایی عراق پنج نقطه شهر را با استفاده از انواع بمب های شیمیایی از جمله گازهای اعصاب وی ایكس، سارین و تابون و گاز خردل بمباران كرد.  شمارش معکوس برای نجات فقط چند ثانیه بود و همانجا به یک باره تاریخ در سکوت معنادار خبری دفن شد و کسی حتی از تاول ها و بدن های زخم خورده حلبچه نگفت. رسانه ها نخواستند ازکودکی که تاب نیاورد و در محله جلیل آباد تکیه بر دیوار جان داد، حرفی بزنند یا ازمادرانی بگویند که نوزاد در آغوش گرفته، فرصت زندگی را در چند ثانیه از دست داده بودند. کسی عزاداری 5 هزار نفر را در حلبچه تسلیت نگفت. شهر حتی فرصت نکرد هوای آزادی از اسارت بعثی ها را دو روز پس از عملیات والفجر 10 تجربه کند.
سرفه می کند و اشک های ما بی اراده برای مظلومیتش سرازیر می شود. ذره ای از سختی ها گله نمی کند، فقط دغدغه جوان ها را دارد. نمایشی در کار نیست یا ادعا و شعاری، این حجم از ایثار و 32 سال طاقت و آرامش، هدیه ای فرازمینی به انسانی است که انرژیش مستقیم به ما می رسد.
سردار آب می نوشد و جرعه ای آب یخ، تنها التیام موقت جانبازان شیمیایی است، اما آتش این جنایت همه عمر در وجودشان شعله ور است، زخم های سوزان و سرفه هایی که درمان قطعی ندارد، شاید برای ما رمز گشای راز آرامش امروز باشد. سردار میرزایی از طبقه دهم بیمارستان به شهر نگاه می اندازد و می گوید خواسته ما احساس امنیت وخوشبختی مردم است که بحمدالله تامین است. وقتی برمی گردیم بقیه در حسرت حال خوب ما می مانند و قول می گیرند این دیدار کوتاه باز هم با دیگرانی چون او تکرار شود.



 
کد مطلب : ۴۸۶۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما