۰
دبیرستاد ملی صبر در مصاحبه با روزنامه جام جم؛

بیشترین حجم از پرونده های موجود در دستگاه قضا مربوط به توهین، ناسزا و درگیری است

تاریخ انتشار
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۲۸
بیشترین حجم از پرونده های موجود در دستگاه قضا مربوط به توهین، ناسزا و درگیری است
نمی دانم اگر نظرسنجی کنیم و آمار بگیریم چند نفر از مردم، ستاد ملی صبر را می شناسند یا لااقل این نام به گوششان خورده است. شاید تعدادشان کم باشد، همان مردم کوچه و بازار که اتفاقا خیلی هایشان کاسه صبرشان زود لبریز می شود و بعید نیست روزی کارشان به ستاد ملی صبر بکشد. این ستاد، نونهال است و هنوز دوسالش نشده ولی ایجاد شده تا صبوری، صلح، بخشش و رضایت را میان مردم رواج دهد و این خصلت ها را به فرهنگ عمومی تبدیل کند. تا به حال ستاد در این راه چقدر موفق بوده و احتمال موفقیتش در آینده چقدر است؟ موضوع گفت وگوی ما با سید محمدرضا خوشرو، دبیرستاد ملی صبر است که اذعان دارد هر ایرانی باید یک همیار صبر شود تا ستاد نیز به اهداف ایده آل خود نزدیک شود:
 
 -  می دانید ستاد ملی صبر چقدر ناشناخته است؟
ستاد ملی صبر عمر چندانی ندارد، بنابراین طبیعی است اگر چندان میان افکار عمومی شناخته شده نباشد. با این حال در کمتر از دو سالی که فعالیت می کنیم در حد بضاعت تشکیلاتی مان در راستای فرهنگسازی برای صلح، رضایت و بخشایش تلاش کرده ایم. البته ارتباط عمده ما با سازمان های مردم نهاد تخصصی و برنامه های مختلف تلویزیونی است، پس اگر مردم ما را زیاد نمی شناسند اشکالی ندارد و بابتش غصه نمی خوریم. با این حال دلمان می خواهد روزی برسد که صلح همه جانبه و بخشایش فراگیر نه تنها در ایران که در سطح بین المللی شکل بگیرد.
 - اعضای ستاد ملی صبر این ستاد را جدی می گیرند؟ این را می پرسم چون یکی از مهمترین ستادهای کشور که ستاد ملی زن و خانواده است سالی یک بار هم تشکیل جلسه نمی دهد.
اگر منظور از جدی گرفتن، قوه قضاییه است باید بگویم که بله قطعا جدی می گیرد. ستاد صبر در سطح ملی تشکیل می شود، حتی همایش ملی صبر را با حضور مسئولان عالیرتبه سه قوه برگزار کردیم، همچنین همایش های استانی صبر داشتیم و این تشکیلات درهمه استان ها فعال است و این موج همچنان ادامه خواهد داشت.
-  این طور که شما می گویید ستاد ملی صبر میان مسئولان شناخته شده است در حالیکه یک ستاد وقتی می تواند در جامعه تغییر ایجاد کند و اثرگذار باشد که مردم آن را بشناسند. شواهد نشان می دهد مردم عادی چیزی از ستاد ملی صبر نمی دانند.
ما هم دلمان می خواهد همه مردم را درگیر کنیم ولی فعالان این عرصه کنشگران خاصی هستند مثل سازمان های مردم نهاد که درحوزه صلح و سازش فعالیت می کنند. البته ما قصد نداریم خود ستاد را به مردم بشناسانیم بلکه هدفمان این است مفاهیمی را که ذیل این ستاد می گنجد برای مردم جا بیندازیم و میانشان تبلیغ و ترویج کنیم.
 - منظور من هم همین است که صلح، بخشش و رضایت باید به فرهنگ عمومی تبدیل شود.
بله، هدف ما هم همین است و به دنبال این هستیم تا هر ایرانی به یک همیار صبر تبدیل شود و ضمن این که صبر را سرلوحه کارخود قرار می دهد و نسبت به ایجاد صلح و سازش میان مردم احساس وظیفه می کند و خودش نیزاهل بخشیدن باشد.
 - برای اینکه به این چشم انداز برسید چه برنامه ای دارید؟
برنامه ما اقدامات تبلیغی و ترویجی ازطریق پویش های مختلف است مثل کمپین من صبورم، پویش بخشایش حسینی و صبر زینبی یا بخشایش رضوی و نبوی که در مناسبت های مختلف شروع به ترویج آن از طرق مختلف می کنیم.
- این تلاشها نتیجه ملموسی هم داشته؟
بله امسال در همایش صبر استان گلستان با حضور خادمان آستان قدس رضوی بیش از۴۰ صاحب حق اعلام رضایت کردند از جمله خانمی که قربانی اسیدپاشی بود و بیش از یک میلیارد تومان دیه طلب داشت. این خانم، اسیدپاش را بخشید و خیلی هم راضی بود.
-  شما با بخشیده شدن یک اسیدپاش موافقید؟ فکر نمی کنید ستاد ملی صبر و نهادهای این چنینی دارند در ایجاد بخشایش و گرفتن رضایت افراط می کنند؟
هرجرم سنگینی یک جنبه شخصی دارد و یک جنبه عمومی. اگر صاحب حق، فرد مجرم را ببخشد حاکمیت از جنبه عمومی جرم نمی گذرد و اعمال قانون می کند. در مورد این اسیدپاش هم او باید حداقل چهار سال در زندان بماند.
 - آیا چند سال حبس در ازای اینکه جان مجرمان بخشیده می شود و از مرگ نجات پیدا می کنند مجازات قابل اعتنایی است؟
به هرحال صاحب حق می تواند ببخشد، حق نبخشیدن هم دارد.
 - در سایت ستاد ملی صبر توصیه شده «در عین حال که حق و حقوقمان را می دانیم ببخشیم، گذشت کنیم و بگذریم». این طور به نظر می رسد که این جمله دارد جانب فرد ظالم را می گیرد و از مظلوم می خواهد از حق و حقوقش چشم پوشی کند و به نظرم این وجه منفی حوزه کاری شماست.
نه اینگونه نیست. من در همایش صبر استان ایلام تاکید کردم که چه کسی را ببخشیم نیز مهم است و تلاش برای گرفتن رضایت نباید هر پرونده ای را شامل شود. مثلا در مورد قاتلی که چند نفر را کشته و قربانیان را مثله کرده یا کسی که دست به همسرکشی و فرزندکشی زده، تاکید ستاد این است که برای ایجاد صلح و گرفتن رضایت یا جمع آوری دیه ممنوعیت ورود وجود دارد.
 - ولی در جامعه بعضا چنین حمایت هایی رخ می دهد.
متاسفانه بله، مخصوصا از سوی برخی افراد مشهور که فرآیند شناسایی افراد مستحق کمک را به درستی طی نمی کنند. مثلا پسری در کانون اصلاح و تربیت بود که افرادی به دنبال جمع کردن دیه برای او بودند در حالی که بعد از بررسی های ما از طریق یکی از سمن ها معلوم شد این پسر گوشی آیفون دارد، لات است و سبک زندگی اشرافی دارد. امسال تماسی نیز در مورد یک زن زندانی با ما گرفته شد که با تلاش یکی از چهره ها قرار بود به عنوان یک زندانی بدهکار و نیازمند معرفی شود و مردم کمکش کنند. وقتی ما پرونده او را از طریق دادگستری پیگیری کردیم متوجه شدیم این زن کلاهبرداری حرفه ای با حدود ۳۰شاکی خصوصی است.
 - یعنی می گویید برخی هنرمندان گول می خورند و بیراهه می روند؟
بله، اینها احساساتی می شوند و در حالی که می خواهند مسوولیت اجتماعی خود را انجام دهند گاهی به بیراهه می روند. البته ما از میان چهره ها و هنرمندان، سفیران صبر انتخاب کرده ایم که به ما بسیار کمک می کنند ولی موضع کلی ما در قبال چهره ها، هنرمندان و ورزشکاران این است که راه کمک به نیازمندان اعلام شماره حساب شخصی و منتشر کردن قصه همه آدم ها- بدون غربالگری- نیست.
 - در نزدیک به دو سالی که ستاد فعالیت می کند چه تعداد رهایی از قصاص و آزادی از زندان داشته اید؟
باید بگویم این موضوعات چندان قابلیت آمار ندارد، چون در حوزه صلح و سازش متغیرهای متعددی وجود دارد و خیلی ها در آن دخیل هستند؛ از سمن ها گرفته تا خانواده قاتلان، امامان جماعت، ریش سفیدها، چهره ها، بزرگان فامیل و شوراهای حل اختلاف.
ایجاد صلح و سازش میان مردم اقدامی خوب و حتما ضروری برای جامعه است، ولی به نظر می رسد به موازات این کارها باید پیشگیری از وقوع جرم نیز پیشرفت کند چون در غیر این صورت از یک طرف جرم حادث می شود و از سوی دیگر جماعتی باید وقت و انرژی بگذارند تا صلح و آشتی برقرار شود.
-  در بخش پیشگیری از وقوع جرم چه می کنید؟
پیشگیری از وقوع جرم ابعاد مختلفی دارد که بخش فرهنگسازی برای پیشگیری بر عهده ماست. در واقع ماموریت ما به عنوان زیرمجموعه فرهنگ عمومی قوه قضاییه این است که فرهنگ حقوقی و قضایی مردم را ارتقا دهیم؛ یعنی کاری کنیم تا یاد بگیرند نه کلاه سر خودشان برود و مورد ظلم واقع شوند ونه خواسته یا ناخواسته حق کسی را پایمال کنند که منجر به اقامه دعوی شود. بی شک ارتقای این فرهنگ منجر به کاهش وقوع جرم و در نتیجه باعث کاهش ورودی پرونده ها به دستگاه قضایی، رفع اطاله دادرسی و فشار روانی است که هم بر مردم و هم بر قضات وارد می شود و گاهی به بروز خطا در جریان دادرسی ها منجر می شود و در ادامه به تشکیل پرونده و دادرسی و اطاله دادرسی و فرسودگی اعصاب و روان و فشار به قاضی و دستگاه قضایی و خطاهایی در جریان دادرسی اتفاق  می افتد.
 - به نظر شما مردم ما در مقایسه با گذشته عصبانی تر و کم صبرتر شده اند؟
از نظر آمار و فراوانی پرونده ها بله، چون افزایش تعداد پرونده های مرتبط با خشونت و تاب آوری این موضوع را تایید می کند. اکنون بیشترین حجم از پرونده هایی که در دستگاه قضا تشکیل می شود مربوط به توهین و ناسزا و درگیری است ولی نمی دانیم آیا این آمار نسبت به رشد جمعیت بیشتر شده یا نه و آیا تعداد آدم های عصبانی جامعه نسبت به گذشته بیشتر شده یا خیر. به هر حال الان شرایط کشور خاص است و مردم دارند فشارهای اقتصادی زیادی را تحمل می کنند، لذا میزان صبر و تحمل باید بیشتر از قبل باشد.
 - از فشار اقتصادی حرف زدید. لطفا چند تکنیک عملی به ما یاد بدهید که به کمک آنها در این شرایط سخت، صبور باشیم.
البته میزان صبر آدم ها به رویدادی که با آن مواجه شده اند بستگی دارد ولی به طور کلی در سیره اهل بیت(ع) و احادیث روش های مختلفی برای کنترل خشم وجود دارد؛ از جمله این که بنشینیم، سکوت کنیم، آب بخوریم، از موقعیت ناراحت کننده دور شویم، مکث کنیم یا صلوات بفرستیم. از منظر روان شناسی فردی و اجتماعی نیز پیشنهادهایی شده که از این راهکارها دور نیست. در کنار اینها دوره های تخصصی تاب آوری و کارگاه های کنترل خشم نیز برگزار می شود که تکنیک های خوبی را به افراد آموزش می دهد.
 
 
 
222
 
کد مطلب : ۵۲۴۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما