۰
حقوق گام به گام شماره 92

مؤلفـــــه هـای شرکت های تجــــاری

تاریخ انتشار
شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۲۷
مؤلفـــــه هـای شرکت های تجــــاری
تعريف شـرکت تجاري
چنانکه قبلاً اشاره شد، شرکت تجاري در مقابل شرکت مدني قرار دارد و شرکت مدني به اشخاصي گفته مي شود که داراي شخصيت حقيقي هستند. از جمله مزيت هاي شرکت تجاري اين است که به اقتضاي شرايط خاص روابط تجاري از جمله ضرورت سرعت در عمليات بازرگاني اولاً: قانونگذار براي تسهيل روابط تجارتي مقررات خاصي در قانون تجارت و ساير قوانين بازرگاني آورده است. ثانياً شرکت هاي تجاري داراي شخصيت حقوقي مستقل از اعضاء (افراد حقيقي) هستند و به طور معمول به مجموعه‌اي از افراد در کنار هم يا يک نهاد، موسسه، شرکت يا سازمان با هدف سرمايه گذاري و تقسيم شود، اطلاق مي‌گردد.
شایان ذکر است انواع آن در قانون تجارت احصاء شده و نحوه تشکيل آن ها نيز توسط قانون مذکور پيش‌بيني شده و براي آن حقوق، تکاليف و مسئوليت‌هايي در نظر گرفته شده که در نوشتار بعدي بدان پرداخته خواهد شد. البته اين امر بدان معنا نيست که اعضاي هر شرکتي بايد الزاماً اشخاص حقيقي باشند، بلکه ترکيب هر شرکتي مي تواند با مشارکت افراد حقيقي و يا حقوقي باشد که در اين صورت قادر به همه نوع دارايي و حقوق و تکاليف مي شود، مگر حقوق و تکاليفي مانند حق ابوّت و بنّوت (يعني حقوق ناشي از روابط پدر و فرزندي) که خاص انسان است.
از مهم ترين ويژگي هاي شخصيت حقوقي شرکت هاي تجاري اين است که به شرکت استقلال مالي مي دهد. بدين معني که اموالي که شرکاء در داخل شرکت مي آورند اموال و دارايي هاي شرکت محسوب شده و از اموال شخصي شـرکــاء خـارج مي باشد و مادامي که در شرکت فعاليت بازرگاني تداوم دارد، طلب کاران شخصي شرکاء حق مراجعه به شرکت يا توقيف سهم الشرکه شرکاء را ندارند و تا شرکت ورشکسته يا شرکاء محجور و فوت ننمايند، اموال آن ها قابل تقسيم يا توقيف در مقابل بدهي هاي شخصي شرکاء نيست.
از جمله ويژگي هاي ديگر اين است که با هدف صيانت از حقوق سهام داران و اين که ممکن است اعضاي هيات‌مديره از موقعيت خود سوء‌استفاده کنند و منافع خود را بر اهداف شرکت ترجيح دهند، آزادي مطلق اعضاي هيأت مديره در معامله با شرکت به دو طريق ذيل محدود شده است.
اولاً: بر اساس قانون تجارت، قانونگذار برخي از معاملات هيات مديره را ممنوع و مطلقاً باطل مي‌داند. بدين صورت که مدير عامل شرکت سهامي و اعضاي هيأت مديره به استثناي اشخاص حقوقي حق ندارند هيچ‌ گونه وام يا اعتبار از شرکت تحصيل کنند و شرکت نمي‌تواند ديون آنان را تضمين يا تعهد کند. اين‌گونه عمليات به ‌خودي خود باطل است. البته در خصوص بانک‌ها و مؤسسات مالي و اعتباري، معاملات يادشده در قانون مذکوربه شرط آن که تحت قيود و شرايط عادي و جاري انجام گيرد، معتبر خواهد بود.
ثانياً: در خصوص معاملات اعضاي هيأت مديره با شرکت، در ماده 129 پيش بيني شده؛ اعضاي هيأت مديره و مديرعامل شرکت و هم چنين مؤسسات و شرکت‌هايي که اعضاي هيأت مديره يا مديرعامل شرکت شريک يا عضو هيات مديره يا مديرعامل آن ها باشند، بدون رعايت تشريفاتي نمي‌توانند در معاملاتي که با شرکت يا به حساب شرکت مي‌شود، طرف معامله يا سهيم شوند.
تشريفات مذکور عبارتند از:
1) پيش از انعقاد قرارداد با شرکت، ابتدا بايد اجازه هيأت‌مديره اخذ شود. اجازه هيأت مديره نيز بايد در جلسه هيأت مديره و با توجه به شرايط قانوني که به منظور تشکيل جلسات و تصميم‎گيري مقرر شده به ‎عمل آيد با اين وصف که مدير ذينفع حق شرکت در رأي گيري را ندارد.
2) در صورتي که هيأت مديره با انجام معامله موصوف موافقت کند، بايد بلافاصله بازرس قانوني شرکت را از معامله‎اي که اجازه آن داده شده است، آگاه کند و گزارش مشابهي هم به مجمع عمومي عادي شرکت بدهد. بازرس نيز پس از بررسي، گزارش خود را به همان مجمع ارائه مي‌کند که گزارش مزبور بايد حاوي جزئيات معامله و اظهارنظر وي باشد.
 3) مرجع تصميم‌گيرنده در خصوص معامله‎اي که هيات مديره اجازه انجام آن را داده است، مجمع عمومي عادي صاحبان سهام است، و الّا معاملات مزبور قابل ابطال خواهد بود.

اقامتـــگاه و تابعـــيت شركتهاي تجاري
شخص حقوقي مانند شخص حقيقي بايد محل اقامت معين داشته باشد. اهميت محل اقامت بيشتر از لحاظ اصول محاکمات از قبيل احضار و ابلاغ احکام و هم چنين در شرکت هاي تجارتي، براي امور مربوط به ورشکستگي و تعيين هيئت نظار و غيره مي باشد.
قانون تجارت اين موضوع را كه شركت ها اقامتگاه مستقلي غير از شركاء را دارند، تأييد و مقرر مي دارد: محلي که عمليات عمده شرکت در آن جا است اقامتگاه محسوب مي شود، زيرا کليه دعاوي و ساير امور، مبتني بر عمليات اشخاص حقوقي در محل عمليات آن‌هاست.
بر طبق آيين دادرسي مدني، دعاوي مربوط به اصل شركت و دعاوي بين شركت و شركا و اختلاف حاصله بين شركا، مادام كه شركت باقي است و در صورت برچيدگي تا وقتي كه تصفيه امور شركت در جريان است در مركز اصلي شركت اقامه مي شود.
هم چنين در قانون فوق آمده است كه اگر شركت داراي شعب مختلف باشد، دعاوي ناشي از تعهدات هر شعبه با اشخاص خارج بايد در دادگاه محلي كه شعبه طرف معامله در آن واقع شده است اقامه شود، مگر آن كه شعبه نامبرده برچيده شده باشد كه در اين صورت دعاوي نامبرده نيز در مركز اصلي شركت اقامه خواهد شد.
در خصوص تابعيت اشخاص حقوقي به هيچ وجه ملازمه با تابعيت تشکيل دهندگان آن ندارد. مثلاً اگر چند نفر تبعه ممالک خارجه در ايران شرکت يا مؤسسه اي تشکيل دهند شرکت يا مؤسسه مزبور تابعيت ايران را خواهد داشت.
مطابق قانون تجارت اشخاص حقوقي تابعيت مملکتي را دارند که اقامتگاه آن ها در آن مملکت است. لذا تابعيت اشخاص حقوقي منوط به اقامتگاه آن‎ها خواهد بود و غير از اين هم عقلايي نيست. زيرا با قبول اين موضوع که شخصيت حقوقي، ارتباط با شخصيت تشکيل دهندگان آن‎ها ندارد، مي تواند اقامتگاهي غير از محل اقامت تشکيل دهندگان داشته باشد.

تقســـيم شرکت ها به شرکت هاي سـرمايه و شرکت هاي اشــــخاص
در شرکت هاي سرمايه، فقط سرمايه مورد توجه است، شخص و سرمايه گذار آن چنان نقشي در شرکت ندارند، و تنها تا ميزان سرمايه اي که در شرکت سرمايه گزاري کرده اند، مسئول تعهدات شرکت هستند، در چنين شرکت هايي سرمايه حرف اصلي را مي‎زند، از خصوصيات شرکت هاي سرمايه قابل انتقال بودن سهام، و بعد از فوت شرکاء انتقال اوراق به ورثه آن است.
در مقابل شرکت هاي اشخاص، شرکت هايي هستند که شخصيت شرکاء موردتوجه است و اعتبار شرکت به اعتبار شرکاء بستگي دارد، و سرمايه شرکت نقش عمده اي در اعتبار شرکت نخواهد داشت. مسئوليت شرکاء شرکت در قبال اشخاص ثالث، تضامني و نامحدود است و اشخاص ثالث جهت استيفاء طلب خود مي توانند به هريک از شرکاء شرکت مراجعه کنند. در شرکت هاي اشخاص، سهام بدون رضايت ساير شرکاء قابل انتقال نيست و بدون رضايت ساير شرکاء بعد از فوت به وارث شريک هم قابل انتقال نمي باشد. در برخي موارد هم خروج يک شريک باعث انحلال شرکت مي شود. شرکت تضامني و نسبي و هم چنين شرکت هاي مختلط غيرسهامي و با مسئوليت محدود جزء شرکت هاي اشخاص مي باشند.
 
اقســـام شــركت هاي تجاري در قانـــون تجارت
مطابق قانون تجارت شركت هاي تجاري به هفت دسته تقسيم مي شوند:
الف)شركت هاي سهامي( عام و خاص)
ب) شركت هاي با مسئوليت محدود
ج) شركت هاي تضامني
د) شركت هاي مختلط سهامي و غيرسهامي
 ه) شركت هاي سهامي
 و) شركت  هاي نسبي
ز) شركت هاي تعاوني توليد و مصرف (توزيع)

چگونگي توقيف سـهام شخصي در شرکت ها
پاسخ: يکي از اوصاف سهم الشرکه قابليت توقيف آن است. در واقع در حقوق ايران، سهم الشرکه شريک در شرکت، يعني شخصي که نسبت به رابطه حقوقي شريک و طلبکار او ثالث تلقي مي شود، توسط طلبکار قابل توقيف است. اين امر به دليل آن است که اولاً به طور کلي، هر طلبي را که بدهکار نزد اشخاص ثالث دارد مي توان نزد اشخاص ثالث قابل توقيف دانست و ثانياً اگر چه طلبکاران شريک، حق مطالبه طلب خود از دارايي شرکت را ندارند، اما مي توانند نسبت به سهم مديون در شرکت، اقدام قانوني، از جمله توقيف سهم الشرکه شريک نزد شرکت به عمل آورند.

مراحل انجــام توقيف و آثار آن
اگر طلبکار قبل از دادخواهي و يا هم زمان با آن، از مراجع قضايي درخواست تأمين خواسته (يعني توقيف) سهام کند يا اين که پس از قطعيت حکم و در مرحله اجراء تقاضايي داشته باشد، مقام قضايي يا اجرايي، با ارسال نامه اي به شرکت، انتقال حق شريک مديون را در شرکت ممنوع مي کند. در چنين صورتي، شرکت حق ندارد حتي با رضايت تمامي شرکا، سهم الشرکه شريک مورد بحث را تا تعيين تکليف نهايي به ديگري منتقل و يا خود آن را تمّلک کند.

چگونــــه نقــــد کردن سهم الشـــرکه به نفــــع طلبکار مقام قضــــايي
مراحل فروش آن با توجه به مقررات اجراي احکام انجام خواهد گرفت، ولي شايان توجه است که لازمه فروش اين نيست که خريدار جديد حق سهيم شدن در شرکت را پيدا کند. زيرا در شرکت اشخاص که بر اساس اعتماد شرکاء به يکديگر ايجاد شده است، نمي توان اشخاص جديد را بدون رضايت خودشان به آن ها تحميل کرد.

چگونگي انحلال شرکتها و موسسات
طبق مصوبه مجمع عمومي فوق العاده و به علل ذيل صورت خواهد گرفت
1- تصويب بيش از نيمي از شرکاء (در شرکت هاي مسئوليت محدود)
 2 - تصويب بيش از 1/3 سهام داران در شرکت هاي سهامي خاص
3- از ميان رفتن بيش از نيمي از سرمايه شرکت در شرکت هاي سهامي خاص چنان چه سهام داران رأي به کاهش سرمايه ندهند.
4- هنگامي که شرکت موضوعي را که براي آن تشکيل شده را انجام داده يا انجام آن غير ممکن شده باشد. براي نمونه شرکتي براي ساختن يک سد يا راه يا پروژه ي خاصي تشکيل شده باشد و انجام آن در موضوع شرکت به صراحت قيد شده باشد.
5- در صورتي که شرکت براي مدت معين تشکيل شده باشد آن مدت منقضي شده باشد، مگر اين که مدت اعلام شده قبل از انقضاء تمديد شده باشد.
6- در صورت ورشکستگي.
7- در صورت حکم دادگاه.
8- در صورت فوت يکي از شرکاء در شرکت هاي با مسئوليت محدود، منوط به اين که در اساسنامه قيد شده باشد.

مسئوليت شرکاء پس از انحـــلال شرکت
بايد متذکر شد شرکاء هم چنان داراي مسئوليت هستند، زيرا با انحلال شرکت، شرکت و مسئوليت ها و تکاليف از ميان نمي روند و فقط شرکت بار حقوقي و مالي جديدي را نمي تواند بر عهده بگيرد. بنابراين زماني شرکت کاملاً از ميان خواهد رفت که تسويه آن پايان پذيرفته باشد.
 
فایل های مرتبط
کد مطلب : ۳۸۸۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما